خلوتی با حکیم نزاری
شمارهٔ ۸۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دوش مرا حالتی روی نمودی عجبدر نظرم آفتاب تا سحر از نیمه شب
۲
نادره تر این که شب ، کرد ظهور آفتابمن شده در پیش او ذره صفت مضطرب
۳
بوده بس از اضطراب بی خبر از خویشتنجاذبه ای بی کشش ، واسطه ای بی سبب
۴
چشم من از نور خور حیران خفاش وارروح من از راح شوق غرق نشاط و طرب
صفحهٔ ۱ از ۴