خلوتی با حکیم نزاری
شمارهٔ ۸۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
زهی قدر من گر وصال حبیبدگر باره روزی شود عن قریب
۲
چلیپای زلفش کنم طوق حلقچنانش پرستم که رهبان صلیب
۳
چو مجنون به عشق و چو لیلی به حسنمن و او قریبیم و هر دو غریب
۴
ز حوران نگوید دگر وز بهشتاگر چشم مستش ببیند خطیب
صفحهٔ ۱ از ۳