شعر را زندگی کن
خلوتی با حکیم نزاری

شمارهٔ ۹۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
گرم زمانه دهد از بلای عشق نجاتدر فضول نکوبم دگر به هیچ اوقات
۲
ولی نجاتِ من از عشق کی شود ممکنگر آسمان چو زمین باز استد از حرکات
۳
مرا نجات بود گر دهد ضلالت نورمرا خلاص بود گر شود سراب فرات
۴
بگردم از قدم او قطب را بود حرکتبایستم ز فا گر کند زمانه ثبات
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth