خلوتی با حکیم نزاری
شمارهٔ ۱۰۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دوش برقع ز روی باز انداختگفت باید مرا به من بشناخت
۲
در خودی خودت بباید سوختبا مراد منت بباید ساخت
۳
تا درو جان جان نزول کندخانه باید ز خویشتن پرداخت
۴
سر تسلیم پیش گیر چو چنگمتغیر مشو ز ضربِ نواخت
صفحهٔ ۱ از ۲