شعر را زندگی کن
خلوتی با حکیم نزاری

شمارهٔ ۱۰۳

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
چه باشد ار دهدم روزگار چندان بختکه روی دوست ببینم، دریغ کو آن بخت
۲
گذشت عمر و برون نامد از وبال اخترفرو شدیم به درد و نکرد درمان بخت
۳
به سوز ناله و فریاد من نشد بیداردمی ز خواب تغافل زهی تن آسان بخت
۴
نه بخت آن‌که کند توبه از فضولی دلنه روی آن‌که شود بعد از این به سامان بخت
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth