شعر را زندگی کن
خلوتی با حکیم نزاری

شمارهٔ ۱۳۰

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
دل ببردی و قیامت ز وجودم برخاستدل بری دل ندهی باز چنین ناید راست
۲
عقل و هوش و دل و دین بردی و جان در خطرستهیچ ناداده به من جمله ز من نتوان خاست
۳
عشق تو خانه بسیار کسان کرد خرابگر طفیل دگران باشم گوباش رواست
۴
شرط آن است که با من نکنی بیدادیدادِ من گر بدهی در خمِ آن زلفِ دو تاست
صفحهٔ ۱ از ۴
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth