شعر را زندگی کن
خلوتی با حکیم نزاری

شمارهٔ ۱۳۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
یار باریک میان تا ز کنارم برخاسترستخیز از دل بی صبر و قرارم برخاست
۲
چند گریم که ز طوفان دو چشمم هر دمموج خوناب دل از بحر کنارم برخاست
۳
واعظی بر سر منبر ز قیامت می گفتآه من حُبّکَ آه از دل زارم برخاست
۴
هیبتش صاعقه در خرمن جانم انداختعَلَم عافیت از جسم نزارم برخاست
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth