خلوتی با حکیم نزاری
شمارهٔ ۱۴۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
آه مِن حُبّکَ مِن حُبّکَ آه این چه قضاستبَلَغ السیل چه تدبیر کنم این چه بلاست
۲
آتش عشق به هر بیشه که در میافتدپیش او سنگ و گیا هر دو روان است و رواست
۳
گرد بر دامن هر سوخته کز عشق نشسترستخیز آمد و طوفان ملامت برخاست
۴
غم مستغرق دریا نخورد بر ساحلاز کسی پرس که هم بستر خوابش دریاست
صفحهٔ ۱ از ۳