خلوتی با حکیم نزاری
شمارهٔ ۱۶۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
مرا جانانه ای نامهربان استببرد از من دل و در قصد جان است
۲
به صد دل دوست میدارم ز جانشبه حسن خویشتن مغرور از آن است
۳
که داند عاقبت هم رحمت آردکه در احکام فطرت کس ندانست
۴
مگر هم در کنار آید چو با اواگر جان است و گر دل در میان است
صفحهٔ ۱ از ۳