شعر را زندگی کن
خلوتی با حکیم نزاری

شمارهٔ ۱۶۶

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
دریغ نیست وجودم که در عذاب الیم استدریغ صحبت یاران و دوستان قدیم است
۲
بسی مفارقت افتد میان اهل مودتولی شماتت اعدا ز هر کنار عظیم است
۳
چو در حضور بود خاطر از فراق نترسمقتیل تیغ بلا را ز تیر مرگ چه بیم است
۴
گرم دو دیده بدوزند روی دوست ببینمکه اندرون مصفا چو دست پاک کلیم است
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلاتن (مجتث مثمن مخبون)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth