خلوتی با حکیم نزاری
شمارهٔ ۱۷۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
اگر چه هر چه تو گویی صواب من آن استولی چو دل به خطا می رود چه درمان است
۲
به روای ترکم اگر ترک جان بیاد گفتازو دریغ ندارم که خوشتر از جان است
۳
مرا امید به هشیاری و صلاح نماندکه خاطر از پی ترکان مست چشمان است
۴
ز عمر چیزی باقی نماند و ما فیهاهنوز تا نفس آخرین بر آن سان است
صفحهٔ ۱ از ۳