خلوتی با حکیم نزاری
شمارهٔ ۱۷۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بتی فربه سرین لاغر میان استچه می گویم میانش بی نشان است
۲
سخن تا بر لبش ناید ندانندکه در اصل آن شکر لب را دهان است
۳
لبش را چون توانم کرد نسبتبه شیرینی که شیرین تر زجان است
۴
نسیم لطف طبعش را چه گویمکه با باد سحرگه هم عنان است
صفحهٔ ۱ از ۳