خلوتی با حکیم نزاری
شمارهٔ ۱۸۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
شراب خانه ی وحدت که انزوای من استدرو وساده ی تحقیق متّکای من است
۲
کسی زمن نکند این سخن قبول ولیورای سدره اگر بشنوی سرای من است
۳
فراز و شیب تعلق به معرفت دارداز این قِبَل سرگردون به زیر پای من است
۴
منم که لنگر کشتی قلزمِ عشقمزفوج موج نترسم که آشنای من است
صفحهٔ ۱ از ۳