خلوتی با حکیم نزاری
شمارهٔ ۱۸۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
گر رقیبش دشمن جان است رضوان من استورهمه مالک بود در راه او جان من است
۲
آب حیوانی کزو شد زنده ی جاوید خضرگر زمن پرسند خاک کوی جانان من است
۳
من چه غم دارم اگر بر چشم اهل روزگارترک نام و ننگ دشوار است آسان من است
۴
از بهشت و دوزخ ار خواهی نشانی ای پریروزهای وصلت و شب های هجران من است
صفحهٔ ۱ از ۳