خلوتی با حکیم نزاری
شمارهٔ ۱۹۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
تشنیعِ خلق برمن ازین خاک ساری استوین آب دیر شد که در این جوی جاری است
۲
ما خوف راملامتِ افسرده کرده ایمآری همیشه شیوه افسرده خواری است
۳
ما بی خبر که عینِ بقا در فنایِ ماستاصل جهاد قاعده جان سپاری است
۴
زهّاد را امیدِ ثواب از عبادت استمعهودِ ما به دوست نیازست و زاری است
صفحهٔ ۱ از ۳