خلوتی با حکیم نزاری
شمارهٔ ۲۱۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
به روزگار شبی گر دهد وصالم دستخروس بانگ برارد سبک نباید جست
۲
ستیزه ی شب وصل آمدست روز فراقمدارِ دور بر این نقطه می رود پیوست
۳
چو هیچ ماهرخی نیست بی رقیب و ذنبچرا رضا ندهم بر قضا به حکم الست
۴
میان ما و غم دوست در خروج و دخولبه جان دوست اگر هیچ امتناعی هست
صفحهٔ ۱ از ۳