خلوتی با حکیم نزاری
شمارهٔ ۲۱۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
مرا که با رگ جان شاخ مهر پیوندستگمان مبر که دلم دل ز دوست برکندست
۲
تنم به یک نفس از وصل یار خوشنودستدلم به یک نظر از روی دوست خرسندست
۳
غریب نبود اگر چشم جان به جانان استعجیب نیست اگر میل دل به دلبندست
۴
فغان کنند نصیحت کنان، نمیدانندکه بندِ پایِ دلِ مُستمندِ من پندست
صفحهٔ ۱ از ۲