شعر را زندگی کن
خلوتی با حکیم نزاری

شمارهٔ ۲۱۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
دلم هنوز به پیرانه سر گرفتارستهنوز در سرم آشوب عشق بسیارست
۲
میی ست در سرم از جام روزگار الستکه حاجتم نه به خم خانه نه به خمّارست
۳
دلم گریخته در تار تار زلف کسی ستکه رشک نافه ی مشک غزال تاتارست
۴
دلی که جنبشی از عشق نیست در جانشاگرچه کار جهان با وی است بیکارست
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth