خلوتی با حکیم نزاری
شمارهٔ ۲۱۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
گر از دل باز گویم بیقرار استوگر از دیده خونش در کنارست
۲
اگر عقل است سودای دماغ استوگر خاطر پریشان روزگارست
۳
نه روزم جز قلم کس همزبان استنه شب الّا خیالم راز دارست
۴
مگر هم سایه بامن همنشین استمگرهم ناله با من سازگارست
صفحهٔ ۱ از ۲