خلوتی با حکیم نزاری
شمارهٔ ۲۲۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
گوش بر آواز و چشمم بر درستشور از آن شیرینزبانم در سرست
۲
دلستان و دلربای و دلفریبجان فدای او که از جان خوشترست
۳
زلف شهرآشوب او تا شهره شدشش جهات شهر پر شور و شرست
۴
خواب چون در چشم گنجد هر که راخار بالین است و خارا بسترست
صفحهٔ ۱ از ۳