شعر را زندگی کن
خلوتی با حکیم نزاری

شمارهٔ ۲۴۳

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
یارم برفت و از منِ دل خسته برشکستیاری چنان دریغ که بگذاشتم ز دست
۲
حیف است دست باز گرفتن ز مهربانخاصه چه مهربان بتِ خوش باشِ خوش نشست
۳
یک دم خیالِ او ز دو چشمم نمی رودزیرا تمام مستم از آن چشمِ نیم مست
۴
گر گویمش دمی ز نظر رفته هست نیستورگویم از غمش دلم آزرده نیست هست
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth