شعر را زندگی کن
خلوتی با حکیم نزاری

شمارهٔ ۲۵۲

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
مست آمدیم و باز چنان می‌رویم مستکز هر چه نیست بی‌خبرانیم و هر چه هست
۲
ای مدّعی تو وهم‌پرستی و ما حبیببنگر که از دوگانه کدامیم بت پرست
۳
در ما مکش زبان به تعصّب ببند لبای بی‌خبر میاز به دنبالِ مار دست
۴
مشنو که مسکراتِ من از شیرهء رزستکاین مستیِ من است زخم خانهء الست
صفحهٔ ۱ از ۴
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth