خلوتی با حکیم نزاری
شمارهٔ ۲۵۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
چه کنم با دلِ شوریدهٔ دیوانهٔ مستکه دگر باره سرآسیمه شد و رفت از دست
۲
پیش از این گر بهجوانی قدمی میرفتیگفتمی آری در طبعِ جوان شوری هست
۳
باز پیرانه سرم واقعهای پیش آوردکه نخواهد ز بلایی که در افتاد برست
۴
گفتمش توبه کن ای غافل از این دلبازیکرد و ناکرد همان است و همان باز شکست
صفحهٔ ۱ از ۳