شعر را زندگی کن
خلوتی با حکیم نزاری

شمارهٔ ۲۶۰

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
که باشد آن‌که ترا بیند و ندارد دوستبدت مباد کَت از پای تا به فرق نکوست
۲
کس آدمی به چنین لطفِ طبع نشنیده‌ستندانم این که تو داری چه سیرت است و چه خوست
۳
به گوشه‌ای بنشین تا بلا نینگیزیاز آن دو چشم که چندین هزار دیده دروست
۴
دلم نیامد و عیبش نمی‌توانم کردکه جانبِ تو گرفته‌ست و حق به جانب توست
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth