شعر را زندگی کن
خلوتی با حکیم نزاری

شمارهٔ ۲۶۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ای که جانم به فدایِ قد خوش منظرِ دوستکاش صد جان دگر داشتمی در خور دوست
۲
روزها می­گذرد تا خبرش نشنیدمچون کنم، با که بگویم که فرستم برِ دوست
۳
دشمن اربا من ازین روی ترش خواهد داشتبس که من بوسه شیرین خورم از شکّرِ دوست
۴
گر همه خلقِ جهان دشمنِ عاشق باشندهیچ غم نبود اگر دوست بود یاور دوست
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth