خلوتی با حکیم نزاری
شمارهٔ ۲۶۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ما دوست نداریم دگر هیچ به جز دوستگر دوست نه با دوست بود دشمنِ ما اوست
۲
چه دشمن و چه دوست به جز او همه هیچاندگر اوست همه اوست و گر دوست همه دوست
۳
خاکِ در او چیست مرا ماءِ معین استکنجِ غم او چیست مرا روضه مینوست
۴
گر بار دهد یار وگرنه بکشم بارتا بار دهد بارکشی شیوه خوش خوست
صفحهٔ ۱ از ۳