شعر را زندگی کن
خلوتی با حکیم نزاری

شمارهٔ ۳۲۲

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
تو را سری که به پیمان من درآری نیستمرا دلی که به دست غمش سپاری نیست
۲
سر تو دارم اگر تیغ می زنی و تو رادلی که کار غریبی چو من بر آری نیست
۳
شبی دمی قدمی رنجه کن اگر چه مرابه قدر عزّت تو دست حق گزاری نیست
۴
نه زر که در قدمت ریزم و نه دست که دلبه زور باز ستانم ورای زاری نیست
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth