شعر را زندگی کن
خلوتی با حکیم نزاری

شمارهٔ ۳۳۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
چه فتنه بود که در عید گه جنان بگذشتسواره بر من مسکین ناتوان بگذشت
۲
سلام کردم و پرسید کای فلان چونیهمین بگفت و به شبدیز بر ، روان بگذاشت
۳
چه گویمت ز سخن گفتنش که شیرینیبغایتیست که آخر بدان دهان بگذشت
۴
به سرو چون کنم ش مشتبه چه گویممن این خطا نپسندم که بر زبان بگذشت
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth