خلوتی با حکیم نزاری
شمارهٔ ۳۴۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
هزار یادِ بر و گردن و بناگوشتهزار یاد سر و دست و بازو و دوشت
۲
دریغ اگر نفسی دیدمی به بیداریچنان که بودم و دیدم به خواب چون دوشت
۳
تو آفتاب زمینی و آسمان به شرفغلام جمله غلامان حلقه در گوشت
۴
اگر در آینه بینی و چشم سرمه کنیبه یک کرشمه کنند آن دو فتنه بی هوشت
صفحهٔ ۱ از ۳