خلوتی با حکیم نزاری
شمارهٔ ۳۴۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
آوخ آوخ که جگرگوشه دگر بار برفتدل به جان آمد از آن روز که دلدار برفت
۲
یا رب این بار چنان رفت که باز آید بازیا دلش سیر شد از ما و به یک بار برفت
۳
یا رب از کوفتگی های ره آسایش یافتوز تن نازک خود پرورش آزار برفت
۴
نفسی با که زنم وه که فروبست دممغم دل با که خورم آه که غمخوار برفت
صفحهٔ ۱ از ۲