خلوتی با حکیم نزاری
شمارهٔ ۳۸۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
کس نداند که مرا با که سر وکار افتادگر چه در عشق چنین واقعه بسیار افتاد
۲
غرّه بودم به شکیبایی و خود بینی عقلبرق عشق آمد و در خرمن پندار افتاد
۳
شوق غالب شد و وجدم به خرابات کشیدلاجرم ولوله در خلق به یک بار افتاد
۴
حسن در مکتب عشق آمد و بر لیلی تافتسوز در سینه مجنون گرفتار افتاد
صفحهٔ ۱ از ۳