شعر را زندگی کن
خلوتی با حکیم نزاری

شمارهٔ ۳۹۰

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
چه شور از آن لب شیرین که در جهان افتادز قامتت چه قیامت که در زمان افتاد
۲
میان ما و شما وعده ی کناری بودتو با کنار شدی فتنه در میان افتاد
۳
بسوخت صفحه رویم ز آب گرم سرشککه آتشم ز تو در مغز استخوان افتاد
۴
مگر غم تو که یک دم نمی شود غایببه قرعه بر من مسکین ناتوان افتاد
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth