خلوتی با حکیم نزاری
شمارهٔ ۳۹۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دوش مرا صبحدم آمد و آواز دادگفت که خواهد تو را راه به من باز داد
۲
کرد برون ز آستین شیشگکی پر شراببر لب جام آنگهی بوس به اعزاز داد
۳
داد به من جام و گفت نوش کن و دم مزنجام چنین داد کی آن که به دم ساز داد
۴
تربیتم کرد عشق راهبرم عشق بودنوبت انجام کرد خلوت آغاز داد
صفحهٔ ۱ از ۲