شعر را زندگی کن
خلوتی با حکیم نزاری

شمارهٔ ۴۰۹

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
چه می کنم ز دلی کو ز یار برگرددروا بود که چنان دل ز دیده در گردد
۲
مرا نباشد از آن دل که گر به جان آیدز جورِ دوست بنالد ز عهد برگردد
۳
دلم ز پایِ تو ای دوست بر نتابد سراگر ز دستِ تو در پایِ غم به سر گردد
۴
نگردد از تو دلم گر به خونش گردانیمگر ز دیده فرو گردد از تو گر گردد
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth