خلوتی با حکیم نزاری
شمارهٔ ۴۱۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
به دست آورده ام یاری که رویی چون قمر دارددهانی چون لبِ شیرین لبانی چون شکر دارد
۲
کجا شد عیسیِ مریم بیا گو معجزِ دم بینکه در هر حرف پنداری نهان جانی دگر دارد
۳
نظر تا بر وی افکندم ز سر تا پای در بندمسرِ او دارم از عالم ندانم اون چه سر دارد
۴
چه داند هر هوس ناکی کمالِ حسنِ لیلی راکسی داند که چون مجنون دلی صاحب نظر دارد
صفحهٔ ۱ از ۳