شعر را زندگی کن
خلوتی با حکیم نزاری

شمارهٔ ۴۱۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
هم چو من دل بری که جان داردکس ندانم که در جهان دارد
۲
دل برِ من مگر همه جان استنه چو انسان که جسم و جان دارد
۳
چشم او گر نه سر به سر شوخ استپس چرا هم چو روح آن دارد
۴
باده و انگبین و آبِ حیاتهر سه اندر یکی مکان دارد
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth