شعر را زندگی کن
خلوتی با حکیم نزاری

شمارهٔ ۴۱۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
چرا افسرده معذورش نداردکه یاری از سرِ دردی بزارد
۲
برون آمد ز خود عاشق و لیکنز کویِ دوست بیرون شو ندارد
۳
نخواهم تا چه خواهد کرد دیگردلی دارد به دل داری سپارد
۴
عجب از زاهدِ دل مرده دارمکه خود را هم ز مردم می شمارد
صفحهٔ ۱ از ۴
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth