خلوتی با حکیم نزاری
شمارهٔ ۴۳۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
یارم ز در درآمد و بر من سلام کرددرباب التفات بسی احترام کرد
۲
دل خود نبود با من و جانم ز بس شتاببر پای جست و از سر عزت سلام کرد
۳
پیشش به سر دویدم ودر بر گرفتمشحالی فرو نشست و هوای مدام کرد
۴
گفتم به خون رز مشو آلوده زینهارحیزی چه می کنی که خدایش حرام کرد
صفحهٔ ۱ از ۵