شعر را زندگی کن
خلوتی با حکیم نزاری

شمارهٔ ۴۵۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
جانم فدایِ قاصدی کز دوست مکتوب آوردپیغامِ یوسف ناگهان نزدیکِ یعقوب آورد
۲
کو دستگاهِ صابری تا پای در دامن کشماز دوستان عیبم مکن کین طاقت ایّوب آورد
۳
چندین که پیرِ خانقه بی هوده وعظم می کندگو خادمی را حکم کن تا شاهدِ خوب آورد
۴
تا هم چنان با خود رود طالب به مقصد کی رسدهم رهروِ صاحب نظر این پی به مطلوب آورد
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مستفعلن مستفعلن مستفعلن مستفعلن (رجز مثمن سالم)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth