شعر را زندگی کن
خلوتی با حکیم نزاری

شمارهٔ ۴۸۹

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
مرا اگر چو دو چشمت هزار جان باشدچو حلقۀ کمرت با تو در میان باشد
۲
گر استخوانِ تنم هم چو سرمه خاک شودهنوز بویِ تو ام در مشامِ جان باشد
۳
چه گونه صورتِ شیرین هنوز در سنگ استخیالِ رویِ تو در چشمِ من چنان باشد
۴
کمندِ زلفِ تو در گردنم همی تابدچو خون به گردنِ ظالم که جاودان باشد
صفحهٔ ۱ از ۴
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth