شعر را زندگی کن
خلوتی با حکیم نزاری

شمارهٔ ۵۱۶

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
پای هر کس که در آن سلسلهٔ مشکین شدفارغ از قاعده و سنت اهل دین شد
۲
نافه مشک که از باد صبا می‌زد لافچین زلف تو بدید و رخش پر چین شد
۳
گل مگر بر رخ چون ماه تو افکند نظرورقش از عرق شرم و حسد پروین شد
۴
سرو را رفتن چالاک تو خوب آمد ، گفت:چابکی بر قد و بر قامت تو تعیین شد
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth