شعر را زندگی کن
خلوتی با حکیم نزاری

شمارهٔ ۵۲۵

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ساقیا خیز که گل باز به بستان آمدبلبل مست دگر باره به دستان آمد
۲
می بگردان که برین تشت نگون سار فلکدم به دم چون قدح دور تو گردان آمد
۳
در چنین دور به بستان رو با خانه میاتا نگویند که خود باز به زندان آمد
۴
سبزه بر آب روان باز بدان می‌ماندکه خضر باز سوی چشمه حیوان آمد
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth