خلوتی با حکیم نزاری
شمارهٔ ۵۳۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
سر به سر رازی که با من گفتهاندبا که بر گویم که مردم خفتهاند
۲
پاکبازان خانهٔ وهم و خیالپاک کردستند و بیرون رفتهاند
۳
بنگه دیوانگان عشق اوزان سبب در هم دگر آشفتهاند
۴
رغم جانان راست کین افسردگانجام جانپرور به کف بگرفتهاند
صفحهٔ ۱ از ۲