خلوتی با حکیم نزاری
شمارهٔ ۵۶۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
مهر تو ای یار بی وفا همه کین بودعهد تو و قول استوار همین بود
۲
چشم تو ما را به غمزه در غلط افکندگر چه دلم بر خلاف عهد یقین بود
۳
زلف تو ما را به دام فتنه گرفتارکرد سزای دل فضول من این بود
۴
از تو طمع داشتم وفا و ندیدمحکم ز مبدا مگر چنان نه چنین بود
صفحهٔ ۱ از ۳