شعر را زندگی کن
خلوتی با حکیم نزاری

شمارهٔ ۵۶۷

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
هیچم غم تو از دل پر خون نمی‌رودسودای لیلی از دل مجنون نمی‌رود
۲
مهرت ز سینه تا نفسی خوش برآیدمبسیار جَهْدْ کردم و بیرون نمی‌رود
۳
افسانه‌ها که بر سر دل می‌کنم ولیکدردی‌ست در دلم که به افسون نمی‌رود
۴
از چشمه‌های چشم من اندر فراق توشب نیست تا به روز که جیحون نمی‌رود
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth