شعر را زندگی کن
خلوتی با حکیم نزاری

شمارهٔ ۵۶۹

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
قضای عشق چو نازل شد احتراز چه سودچو دل برفت مراعات دلنواز چه سود
۲
به پای آبله نتوان ره دراز بریدچو قاصر است معانی سخن دراز چه سود
۳
چو ترک جان نتوان گفت عشق نتوان باختنگفته اند که با روی دوست ناز چه سود
۴
چو عشق مملکت جان و دل به هم برزدبه هرزه تعبیه عقل چاره ساز چه سود
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth