خلوتی با حکیم نزاری
شمارهٔ ۵۸۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
آن بر شکسته از ما باشد که باز آیداین جا دری گشاید آن جا رهی نماید
۲
ما منتظر نشسته برخاسته قیامتروزی که بار باشد بر ما که در گشاید
۳
هی هی چه گفته آخر با دوست در حضورمآن جا که دوست باشد چیزی دگر نباید
۴
دنیا و آخرت را بر هم زدیم کلّیچیزی نمانده این جا حاسد چه بر فزاید
صفحهٔ ۱ از ۳