خلوتی با حکیم نزاری
شمارهٔ ۶۲۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
گر مرا عقل کشد پای و سر اندر زنجیرنیست از کوی توام یک نفس ای دوست گزیر
۲
میل هر چیز به اصل و مرا میل به توهمچنان است که آتش متعلق به اثیر
۳
هرچه جز قامت تو گر همه اوج فلک استراستی در نظر همّت من هست قصیر
۴
این توان گفت که خورشید غلام رخ توستدر نکویی به تو چیزی نتوان کرد نظیر
صفحهٔ ۱ از ۳