خلوتی با حکیم نزاری
شمارهٔ ۶۵۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
اگرچه دل به کسی داد، جان ماست هنوزبه جان او که دلم بر سر وفاست هنوز
۲
ندانم از پی چندین جفا که بر من کردنشان مهر وی اندر دلم چراست هنوز
۳
به لابه با دل گفتم ز خاطرش بگذارجواب داد فلانی مگر کجاست هنوز
۴
چو مرده باشم اگر بگذرد ز خاک لحدهزار نعره برآرم که جان ماست هنوز
صفحهٔ ۱ از ۳