خلوتی با حکیم نزاری
شمارهٔ ۶۶۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
به من نظر مکن ای بیخبر به چشمِ قیاسکه سر عشق نهان است بر عوام النّاس
۲
ز سوز برق محبّت فسرده را چه خبرحدیث عطرفروش است و قصّهٔ کنّاس
۳
گر از جمال سخن هیچش آگهی بودیکه داشتی خبر از سرِّ عشق چون قرطاس
۴
جماعتی که ز مکشوف رازها دارنددلیر باز نگویند جز به وجهِ هراس
صفحهٔ ۱ از ۳